هانرى رونه دالمانى ( مترجم : محمد على فره وشى )

1

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى )

مقدمه نويسندهء كتاب از وقتى كه راه‌آهن ماوراء قفقاز به كار افتاد من پيوسته در اين فكر بودم كه مسافرتى به اين قسمت از امپراتورى چنگيز خان مغول كه هنوز هم اروپائيان كاملا باوضاع و احوال آن آشنائى ندارند و فقط « وامبرى » ( vambry ) سياح معروف شرح موهومى از آن بقلم آورده است بكنم و در سال 1890 تصميم گرفتم كه در اوقات تعطيل بچنين مسافرتى مبادرت نمايم و بسياحت نواحى قفقاز و ماوراء بحر خزر بپردازم بنابراين با جوان هنرمند نقاش و گراورسازى بنام « اميل وكانو » كه عاشق و شيفتهء چنين سياحتى بود صحبت كردم و قرار بر اين شد كه در آغاز تعطيل با هم حركت كنيم . متأسفانه موانع بسيارى مرا از مقصود بازداشت ولى رفيق من نظر باينكه بديدن اين نواحى پر از عجايب ميل مفرطى داشت بدون اينكه وسايل مسافرت شايسته‌اى داشته باشد به تنهائى حركت كرد و چون پول كافى نداشت در عرشه يك كشتى كه در ميان بندر مارسى و باتوم رفت و آمد ميكرد جاى گرفت و از قسطنطنيه و بنادر مختلف بحر اسود عبور كرد و در باتوم